مگر پيامبر اسلام(ص) مرتكب گناه ميشده؟
سؤال:
اگر پيامبر اسلام(ص) معصوم از گناه ميباشد، پس مقصود از آمرزيدن گناه پيامبر در اين آيه:
«اِنّا فَتَحْنالَكَ فَتْحاً مُبينا* لِيَغْفِرَلَكَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ و ما تَأَخَّرَ1.... يعني: ما براي تو پيروزي آشكاري فراهم ساختيم تا خداوند گناهان گذشته و آيندهي تو را ببخشد!...» چيست؟
پاسخ:
نخست بايد توجه داشت كه پايه گذاران نهضتها و مردان انقلابي كه بر خلاف مسير افكار عمومي گام برميدارند و ميخواهند جامعهي منحط و آلوده را با برنامههاي ارزشمند خود اصلاح كنند، در نخستين قدم با يك رشته مخالفها، دروغها و تهمتهاي بياساس روبرو ميشوند.
پيامبر اسلام(ص) نيز از اين قاعده مستثني نبوده، آن حضرت نيز با مخالفتهاي قريش و تهمتهاي بياساس آنان روبرو شد. كسي كه تا ديروز امين و راستگو و پرهيزگار قريش بود، از روزي كه با افكار پست آنها مخالفت نمود و مردم را به خداپرستي دعوت كرد به سحر و كهانت، به جنون و افترا بر خدا متهم گرديد.

يقيناً اين گونه نسبتها در حق عدهاي مؤثر بود و باعث شك و ترديد در صدق گفتار وادعاي پيامبر شده و تا مدتي مردم در شك و ترديد و دو دلي نسبت به اين تهمتها به سر ميبردند. به علاوه آن حضرت نيز در افكار و خيال آنان گنهكار به حساب ميآمد، چرا كه به بتها و خداهاي آنان بياعتنا بود، آنان را مسخره ميكرد، سنتهاي پيشين آنها را تبعيت نميكرد و... و لذا او را گنه كار ميدانستند.
مسلماً در چنين شرايطي بهترين و تنها راه براي از بين بردن اين تهمتها اين است كه، مرد مبارز و ارزش خواه پيروز شود و محصول و نتيجهي كار خود را به مردم نشان دهد و مردم نيز به چشم خود فوايد و منافع برنامههاي او را ببينند. در اينجاست كه تهمتها و نسبتهاي ناروا نقش بر آب شده و جاي آن يك سلسله القاب زيبا كه حاكي از عظمت و قدرت و معنويت است ميگيرد.
عين اين مطلب را دربارهي پيامبر اسلام(ص) ميتوان گفت: او با يك برنامهي مترقّيانه، با يك سلسله قوانين تابناك كه به نفع توده و به ضرر دستگاه حاكمه بود، قدم به صحنهي مبارزه گذارد، او در اين صحنه، از پيروزيها و موفقيتهاي آيندهي خود خبر ميداد و در پرتو عنايت خداوند و بر اثر استقامت و پايداري خود و پيروان باوفايش بر تمام مشكلات پيروز آمد و كار به جايي رسيد كه پايگاه شرك و مركز پيدايش اين سنتها (مكه) كه به تسخير مسلمانان درآمد و مكّه به عنوان يك پيروزي درخشان فتح گرديد.
اين پيروزي كه سبب شد قريش با تمام قدرتهاي خود تحت سيطرهي و در قبضهي اسلام در آيد، نتيجهي بزرگتري را در برداشت و آن اين كه در پرتو اين پيروزي دهان دروغ پردازان و تهمتزنان بسته شد وديگر كسي نميتوانست آن حضرت را مجنون و ديوانه، ساحر و كاهن و... بخواند.2 و نيز معلوم شد كه او گنه كار نبوده وراه و رسم او صحيح است.
پس در حقيقت معناي «ذنب» در آيه، تهمتها و گناهاني است كه قريش به خيال خودشان براي پيامبر(ص) برميشمردند؛ و تا پيش از فتح مكه به پيامبر نسبت ميدادند. لذا در واقع معناي آيه اين گونه ميباشد: ما براي تو پيروزي آشكاري فراهم ساختيم تا خداوند به وسيلهي آن تهمتها و گناهاني را كه در گذشته و آينده ممكن است به تو نسبت دهند را ببخشد(يعني اثرش را از بين ببرد.)
پاورقی:
1- سورهي فتح، آيهي 1 و 2
2- تلخيصي از پاسخ به پرسشهاي مذهبي با اضافات