تسبيح موجودات عالم به چه معناست؟
سؤال:
در آيات مختلف قرآن سخن از تسبيح و حمد موجودات عالم هستي در برابر خداوند بزرگ به ميان آمده كه شايد از همه صريحتر آيهي 44 سورهي مباركهي «اسراء» است كه ميفرمايد:« واِنْ من شيء يسبح بحمده..... يعني و هيچ موجودي نيست مگر اين كه تسبيح و حمد خدا ميگويد: در اين آيه بدون هيچ گونه استساي خداوند ميفرمايد همهي موجودات عالم هستي تسبيح خدا ميگويند؛ منظور از اين تسبيح و حمد چيست؟
پاسخ:
در تفسير حقيقت اين حمد و تسبيح در ميان دانشمندان و فلاسفه و مفسران گفتگوي بسياري است ، كه خلاصهي نظريات آنها از اين قرار است:
1- جمعي معتقدند كه همهي ذرات موجودات اين جهان اعم از آنچه ما آن را عاقل ميشماريم يا بيجان و غير عاقل همه داراي يك نوع درك و شعورند. و در عالم خود تسبيح و حمد خدا ميگويند، هر چند ما قادر نيستيم به نحوهي درك و احساس آنها پي بريم و زمزمهي حمد و تسبيح آنها را بشنويم.
آياتي مانند «واِن مِنها لما يهبط مِنْ خَشيه اللهِ؛ يعني، بعضي از سنگها از ترس خدا، از فراز كوهها به پايين ميافتند»1
و مانند «فقال لها و للارض ائتيا طوعاً او كرهاً قالتا اتينا طائعين؛ يعني، خداوند به آسمان و زمين فرمود از روي اطاعت يا كراهت به فرمان من آييد، آنها گفتند ما از در اطاعت ميآييم2 ... و مانند آن را ميتوان گواه بر اين عقيده گرفت.
2- بسياري معتقدند كه اين تسبيح و حمد، همان چيزي است كه ما آن را «زبان حال»ميناميم، حقيقي است نه مجازي، ولي به زبان حال است نه قال(دقت كنيد)

توضيح اينكه:
بسيار ميشود به كسي كه آثار ناراحتي و درد و رنج و بيخوابي در چهره و چشم او نمايان است ميگوييم: هر چند تو از ناراحتيات سخن نميگويي، ولي چشم تو ميگويد كه ديشب به خواب نرفتي، و چهرهات گواهي ميدهد كه از درد و ناراحتي جانكاهي رنج ميبري. يعني حال تو بيانگر خستگي توست، اگر چه به زبان نياوري.
از سوي ديگر، آيا ميتوان، انكار كرد كه يك تابلو بسيار زيبا كه شاهكاري از هنر راستين است گواهي بر ذوق و مهارت نقاش ميدهد و او را مدح و ثنا ميگويد؟
آيا ميتوان منكر شد كه ساختمانهاي عظيم و كارخانههاي بزرگ و مغزهاي پيچيدهي الكترونيك و امثال آنها، با زبان بيزباني از سازنده و مخترع و مبتكر خود سخن ميگويند، و هر يك در حدّ خود از آنها ستايش ميكنند؟
بنابراين بايد قبول كرد كه عالم شگرف هستي با آن نظام عجيبش، با آن همه رازها و اسرار، با آن عظمت خيره كنندهاش و با آن ريزه كاريهاي حيرتزا همگي « تسبيح و حمد » خدا ميگويند.
مگر «تسبيح» جز به معني پاك و منزه شمردن از عيوب ميباشد؟ ساختمان و نظم اين عالم هستي ميگويد خالق آن از هر گونه نقص و عيبي مبرا است.
مگر «حمد» چيزي جز بيان صفات كمال ميباشد؟ نظام جهان آفرينش از صفات كمال خدا، از علم بيپايان و قدرت بيانتها و حكمت وسيع و فراگير او سخن ميگويد.
اين معني براي تسبيح و حمد عمومي موجودات كاملاً قابل درك است و نياز به آن ندارد كه ما براي همهي ذرات عالم هستي درك و شعور قائل شويم چرا كه دليل قاطعي بر آن در دست نيست و آيات گذشته نيز به احتمال زياد همان زبان حال را بيان ميكند.
3- بعضي از مفسران نيز احتمال دادهاند كه حمد و تسبيح عمومي موجودات در اينجا تركيبي از زبان «حال» و «قال» است، چرا كه بسياري از انسانها و همهي فرشتگان از روي درك و شعور حمد و ثناي او ميگويند و همگي ذرات موجودات نيز با زبان حالشان از عظمت و بزرگي خالق بحث ميكنند.3
پاورقی:
1- سوره بقره، آيه ی 74 .
2- سورهي فصلت، آيهي 11
3- تفسر نمونه، ج12، ص134