چرا مرتد1اعدام می شود؟
سوال:
مگر در قرآن كريم نيامده كه « لا اِكراه فيالدين؛ يعني :اجباري در دين نيست.»2 پس چرا كسي كه مسلمان بوده و حال ميخواهد به هر دليلي دست از دين خود بردارد، و دین دیگری را برگزیند اعدام می شود؟
پاسخ:
اولاً: آيهي مورد استشهاد ، ربطي به حكم مرتد ندارد. چرا كه اين آيهي شريفه مربوط به قبل از پذيرفتن دين است و ميفرمايد: در پذيرفتن دين اجبار واكراهي نيست. چون كه نميشود با زور عقيدهاي را به كسي تحميل كرد. اما بعد از اينكه انسان ديني را پذيرفت تبعاً و مسلماً بايد دستورات آن دين را هم بپذيرد و به احكام آن دين احترام بگذارد و گرنه پذيرفتن دين معنا ندارد. پس موضوع آيه پذيرفتن اصل دين است؛ نه اينكه؛ اگر كسي ديني را پذيرفت لازم نيست به احكام آن عمل کند
ثانياً: حكم قتل در اسلام براي كسي كه مرتد ميشود يك حكم سياسي بوده و دليل تشريع اين حكم امور زیر بوده است:
1- به وسيلهي ارتداد و برگشت از دين، در ايمان ساير مردم تزلزل و تشكيك حاصل شده و در نتيجه دين و پايههاي ديني تضعيف شده، لذا خداوند چنين حقي را به حاكم اسلامي داده كه به خاطر حفظ دين و ايمان مردم و ارزشهاي الهي، مرتد را به مجازات برساند، همان گونه كه در تفسير آيهي 72 از سورهي آل عمران آمده است كه: در صدر اسلام يهوديان توطئه ميكردند كه در آغاز روز ايمان بياورند و در پايان روز از اسلام برگردند تا بدین وسیله مردم را از آیین اسلامی برگرداند.و فرض کنید که اگر اسلام چنین حکمی را نمی کرد چه وضعی پیش می آمد و دشمنان چقدر می توانستند توطئه کنند.
2- در صدر اسلام عدهاي براي فرار از اجراي حدود الهي از دين برميگشتند، مثلاً افرادي شراب ميخوردند و يا كار خلاف ديگري را انجام ميدادند و بعد براي اينكه حكم الهي بر آنان جاري نشود از اسلام برميگشتند، يعني ارتداد را به عنوان سپري كه مانع اجراي حدود ميشود انتخاب ميكردند.
از آنچه بيان شد، آشكار ميشود كه حكم اعدام مرتد ربطي به اين ندارد كه اسلام ميخواهد عقيدهاي را تحميل كند بلكه حكمي سياسي بوده كه براي جلوگيري از فتنهي دشمنان و نفوذ بيگانگان و حفظ حاكميت الهي و نيز براي جلوگيري از قداست شكنيها تشريع شده است(همانگونه كه در ساير ملل نيز توطئه بر عليه امنيت جامعه و نظام حاكم بر آن، داراي شديدترين كيفرهاست) لذا كسي كه قبلاً مسلمان بوده و به عللي دين جديد اختيار كرده، اگر تظاهر كند محكوم به احكام مرتد است.
یک سوال مهم
در اول رساله ی مراجع معظم تقلید نوشته شده « بر هر مسلمانی واجب است که اصول عقاید خود را، از راه دلیل بپذیرد، وتقلید در اصول عقاید جایز نیست».
حال سوال این است که کسی که پدر و مادرش مسلمان بوده و بالتبع او هم مسلمان محسوب می شده 3اگر بعد از اینکه به سن بلوغ برسد و به دنبال تحقیق برود و در نتیجه دینی را غیر از اسلام برگزیند آیا حکم مرتد بر او جاری می شود ؟آگر این چنین است آیا این حکم با مطلب اول یعنی لزوم تحقیق در اصول دین سازگار است؟
اما پاسخ:
جواب این است که تحقیق در دین و اعتقاد به یکی از مذاهب غیر از تظاهر به آن است
توضیح مطلب:
بر همه واجب است در اصول دین به اندازه ی توانایی خود تحقیق و بررسی کنند و اگر واقعا بعد از تحقیق کامل و کمک گرفتن از آگاهان، به آیینی غیر از اسلام معتقد شوند،معذور هستند، زیرا وظیفه عقلی و شرعی خود را انجام داده اند (البته یقینا اینگونه افراد به خطا رفته اند)
اما اگر کسی که قبلا مسلمان بوده (و لو بواسطه پدر و مادرش) و به عللی دین جدید اختیار کرده این شخص در صورتی محکوم به احکام مرتد می شود که تظاهر کند. ولی اگر تظاهر نکند حکم مرتد بر اوجاری نمی شود.
و ایجاد و تشریع حکم اعدام برای مرتد همان گونه که در اول مطلب عرض کردم از جمله احکام
سیاسی اسلام است که برای جلوگیری از نفوذ دشمنان در محیط اسلام و اغفال و اغوای مردم بوده است. چرا که در اوایل اسلام عده ای از یهودیان توطئه می کردند و اول روز مسلمان می شدند و در آخر روز از اسلام دست بر می داشتند و از این طریق در دین مردم تزلزل و انحراف ایجاد می کردند ( چرا که مردم پیش خود می گفتند که حتما دین اسلام یک عیبی دارد که این یهودیان دوباره به دین خود بر می کردند)
اگر اسلام این حکم را وضع نمی کرد ،چه بسا دشمنان دین بعضی از مسلمانان را فریب داده و آنان را تشویق به دست کشیدن از دین می کردند و از این راه اهداف شوم خود را که همان تزلزل در دین مردم و اغوای مردم بود به نتیجه می رساندند.
خلاصه آنکه:
اولا: اگر مسلمانی یا کسی که بالتبع پدر و مادرش مسلمان محسوب می شود بعد از تحقیق به دینی غیر از اسلام معتقد شود در صورتی احکام مرتد بر او جاری می شود که تظاهر کند.
ثانیا:حکم اعدام، اصلا به خاطر تحمیل عقیده نیست، بلکه برای جلوگیری از نفوذ دشمنان و حفظ حکومت و نظام اسلامی می باشد.
پاورقی
1- البته كسي هم كه يكي از ضروريات دين را (با علم به آن) انكار كند مرتد ميباشد.
2- بقره 256
3- منظور این است که این شخص قبلا با اختیار خودش اسلام را انتخاب نکرده بلکه بالتبع پدر و مادرش مسلمان محسوب شده است.