در پی تعطیل شدن صفحه ی «سلمان جوانِ» هفته نامه ی سلمان، جناب آقای قربانی (مدیر صفحه) وبلاگی را راه اندازی کرده اند و آخرین صفحه ی «سلمان جوان» را که به چاپ نرسید در وبلاگشان قرار داده اند.
یکی از مطالب آن صفحه، جوابیه ای است که از طرف آقای شهرام مدبری بر بند دوم نقد من بر مطلب "زن در زنجیر" (که در چند شماره قبل نوشته شده بود) می باشد.
اینجانب به خاطر اینکه مطلب روشن شود ،بند دوم از نقدی را که نوشته ام می آورم.بعد اشکال ایشان را ذکر می کنیم:
«متاسفانه در این مقاله، از شاعره فاسد سابق «فروغ فرخ زاد» تمجید و به عنوان نمادی از یک زن با شعور معرفی شده است.»
ایشان دو اشکال را به نقد من گرفته اند:
1- چرا ایشان را با صفت «سابق» آورده ام.مگر شاعر بودن پست و مقام است که سابق و فعلی داشته باشد
2- چرا ایشان را شاعره ای فاسد دانسته ام.و به ایشان تهمت و افتراء زده ام.
اما پاسخ به ایشان:
برای اینکه هم برای ایشان و هم برای خوانندگان مطلب روشن شود (که روشن هم هست) درجواب اشکال اول ایشان باید بگویم:
اطلاق لفظ «سابق» به ایشان نفی شاعر بودن وی نیست که گفته شود مگر شاعر بودن مقام و منصب است که بتوان زمانی به کسی داد و زمانی از او گرفت
جناب آقای مدبری!
ما که نخواسته بودیم شاعر بودن را از فروغ فرخزاد نفی کنیم ؛که اگر این چنین بود لفظ «شاعره» را برای او نمی آوردیم منظور از لفظ «سابق» که آورده ایم صرفا خواسته بودیم به مخاطب بگوییم که ایشان در قید حیات نیستند و مربوط به زمان قبل از انقلاب می باشد .اگر شما عینک بدبینی را از چشمانتان برمی داشتید حتما این برداشت را نمی کردید و ای کاش شما حداقل به عنوان نقدتان عمل می کردید «منم که دیده نیاورده ام به بد دیدن»
و اما درباره فاسد بودن ایشان به چند نکته اشاره می کنم:
1- بر خلاف آنچه ادعا کرده اید، تعدادی از شعرای متعهد زمان ما (که کم هم نیستند) ایشان را به خاطر بی توجهی به دستورات شریعت و حصار شکنی که در برخی از اشعار ایشان محسوس است و جنبه ابتذال به شعر ایشان داده،(ایشان را)قبول ندارند
و متاسفانه آن چنان ایشان در اشعار ابتذالی پیش رفتند که شخصیت بزرگی مانند مرحوم استاد مطهری خواندن اشعار ایشان را عاملی برای آلودگی روحی و روانی انسان می داند و با اینکه ایشان عادت ندارند در کتاب ها و یا سخنرانی های خود نامی از کسی بیاورند صریحا نام فروغ فرخزاد را می آورده اند و مردم را از خواندن اشعار ایشان بر حذر می دارند (رجوع کنید به کتاب مسئله شناخت از استاد مطهری صفحه 57)
2- جنابعالی اگر بخواهید رد پای ابتذال را در شعر ایشان ببینید شما را ارجاع می دهم به کتاب نگین سخن(تالیف عبدالرفیع حقیقت ج 2 ص 411)
این اشعار به گونه ای مبتذل است و ترویج برخی از گناهان بزرگ است که فساد و بی تقوایی این شاعره را به نمایش گزارده است.
و برای اینکه ترویج فساد نشود از آوردن آن اشعار صرف نظر می کنیم و خوانندگان را به کتاب مذکور ارجاع می دهیم.البته به این نکته توجه داشته باشید که به قول خودتان از کوزه همان برون تراود که در اوست.
با مطالعه آن اشعار متوجه می شوید که آوردن لفظ فاسد برای وی که دستورات مسلم دین را نادیده گرفته و ترویج منکرات کرده تهمت و افتراء نیست بلکه بیان حقیقتی تلخ است
جناب آقای مدبری:
طبق کدام فتوا و روایتی آوردن لفظ فاسد برای شخصی که منکرات و زشتی ها را ترویج می کند (آن هم به زبان شعر ، که تاثیرات فوق العاده ای در خوانندگان دارد ) حرام و تهمت محسوب می شود من فکر می کنم که استاد مطهری بیش ار شما (البته اگر قبول داشته باشید ) به اسلام و مبانی و دستورات شریعت آگاه و پای بند می باشند که خواندن اشعار ایشان را مصداق آیه :«و قد خاب من دسیها» می داند و علنا آن را اعلام می کند.
3_ اگر اشعار ایشان بدون اشکال و خالی از فساد است پس چرا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام می کند بعضی از اشعار فروغ فرخزاد اجازه چاب ندارد (خبر گزاری فارس 18/2/86)
4_در انحراف ایشان همین بس که معتقد به نسبیت اخلاق می باشد و عواملی مانند مذهب ،شرافت ،اخلاق و... را زاییده شرایط محیط می دانند وبا تغییر شرایط آنها را متغیر می شمارند و همین طرز تفکر که بر خلاف صریح قرآن است ریشه همه انحرافات ایشان است
قطعا جناب عالی که خود را مسلمان می دانید به هیچ وجه نمی توانید به چنین مبانی اعتقاد داشته باشید .البته بزرگانی مانند مرحوم استاد مطهری در رد نظریه نسبیت اخلاق مطالبی گفته اند که می توانید به کتب مربوطه رجوع کنید تا سستی اعتقاد فروغ فرخزاد را دریابید
برای مشاهده متن سخن فروغ فرخزاد پیرامون نسبی بودن اخلاق و ارزشها و مذهب رجوع کنید به سایت آوای آزاد.
5_جنابعالی که در نقد خود از قرآن و حدیث و معصومین سخن گفته اید چرا متوجه این حقیقت نیستید که در نظام جهان بینی اسلامی هر کاری که جهت ضد خدایی داشته باشد هباءا منثورا است و هیچ ارزش و بهایی ندارد و شعر نیز چنین است.
شعری از دیدگاه جهان بینی الهی ارزش دارد که در مسیر خدا و متعهد کردن انسان ها باشد نه در مسیر ابتذال و ارزش های شیطانی(که همین معنای فساد است) ، و چرا متوجه این نکته نیستید که یکی از عومل انحراف انسان می تواند اشعار مبتذل باشد.
نتيجه:
ازآنچه گفته شد معلوم مي شود كه شاعر مورد نظر با سرودن برخي اشعار ابتذالي، ترويج منكرات و زشتي ها كرده است و كسي كه ترويج منكرات كند (آن هم به زبان شعر كه تاثير فوق العاده اي دارد ) بدون شك عنوان «فاسد» بر او صدق مي كند.
البته فساد درجه و مراتبي دارد اگر كسي مرتكب مراتب بالاي آن گردد و مثلا اهانت به مقدسات نمايد حكمش قتل مي باشد؛ چنانچه پيامبر (ص) دستور قتل برخي شعراي هتاك را صادر فرموده بود.
نمي خواهم بگويم حكم فروغ فرخزاد قتل مي بوده است بلكه مي خواهم بگويم به خاطر ترويج منكرات كه توسط برخي از اشعار وي صورت گرفته ايشان مراتبي از فساد را دارا مي باشند و اطلاق لفظ «فاسد» بر ايشان دور از واقعيت نيست زيرا فساد امري ذو مراتب و مشكك است .و در هر مرتبه اي حكم خاص خودش جاري مي شود.
مثلا اگر شخصي مرتكب نوشيدن شراب شود حكم تازيانه بر او جاري مي شود و اما اگر مرتكب قتل شود حكمش اعدام مي باشد اما اطلاق «فاسد» بر هر دو يعني هم شراب خوار و هم قاتل صحيح مي باشد.
پس ما دچار افترا و تهمت نشده ايم بلكه عدم آگاهي شما از مسائل شريعت و مفهوم فساد چنين ذهنيت اشتباهي برايتان پيش آورده است
در پایان به جناب آقای مدبری توصیه ای دارم و آن این است که سعی کنید بدون تعصب مسائل را بررسی کنید