چرا باید در مورد دین حق تحقیق کنیم؟
سلام!
آبشار لحظه ها باز هم ما را به بایابود رساند.خب بدون مقدمه برویم سر اصل مطلب:
ما می خواهیم در رابطه با اصول اعتقادات بحث کنیم، پس باید در ابتدا بدانیم اصول اعتقادات چیست؟برای رسیدن به جواب از واژه دین شروع می کنیم :
از هر انسانی که بپرسیم :آیا جهان را دارای آفریننده ای می دانی؟ پاسخ او یا مثبت است یا منفی .مسلما این اعتقاد و عدم اعتقاد در شئون مختلف زتدگی او و در نیات و اعمالش کاملا موثر است.
به شخصی که جوابش مثبت است به اصطلاح دیندار می گویند.
بنابراین دین عبارت است :از اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این اعتقادات.۲
همانطور که ملاحظه کردید در این تعریف دین از دو قسمت تشکیل شده:قسمت اول اعتقادی و قسمت دوم عملی
به قسمت اول جهان بینی و اصول دین نیز گفته می شود.که در تعریف آن چنین آمده است:یک سلسه اعتقادات و بینش های کلی هماهنگ درباره جهان و انسان و به طور کلی هستی.
و به قسمت دوم فروع دین یا ایدئولوژی گفته می شود که تعریفش از این قرار است:یک سلسه آراء کلی هماهنگ درباره رفتارهای انسان.
حالا که از چیستی اصول اعتقادات مطلع شدیم جای این سوال باقی است که چرا می خواهیم پیرامون این مسائل بحث کنیم؟چه فایده ای دارد اعتقادت صحیح را ثابت کنیم وبه آن ملزم شویم؟
اگر قانع و ملزم شدیم که به دنبال یک دین بگردیم اهمیت بحث پیرامون اصول اعتقادات به طریق اولی مشخص می شود. چون اعتقادات بخشی از دین هستند.بنابراین بحث را روی پی جویی دین متمرکز می کنیم.
آیا تلاش برای پیدا کردن دین واقعی اهمیت دارد؟ و آیا در درون انسان میل و رغبتی برای تحقیق و تفحص برای پیدا کردن دین حق گذاشته شده؟

از ویژگی های روانی انسان میل فطری و غریزی به شناختن حقایق و آگاهی از واقعیت هاست. که از آغاز کودکی در انسان ظاهر می شود و تا آخر عمر ادامه دارد.این انگیزه ی درونی در طول تاریخ انسان را با وجود همه ی سختی ها و مشکلات به سوی درک اسرار هستی سوق داده است و به او توانایی تسخیر عالم علم و دانش را داده است.
علاوه بر حقیقت جویی عامل دیگری نیز رغبت انسان را به شناختن حقایق تقویت می کند
آدمی همواره به دنبال اموری است که به نحوی برای او سود و منفعت داشته باشد و از اموری که برایش زیان دارد گریزان است .اگر دین بتواند کمکی به تامین خواسته ها و منافع انسان کند و جلو زیان ها و ضررها را بگیرد مطلوب او می شود.
پس میل فطری به شناخت حقابق از یک طرف و منفعت طلبی و گریز از زیان از طرف دیگر انگیزه ی نیرومندی برای اندیشیدن و تحصیل علوم و حقایق است.
بنابراین هنگامی که انسان می بیند در طول تاریخ انسانهایی برجسته ادعا کرده اند که از طرف آفریدگار جهان برای هدایت انسان ها مبعوث شده اند و در راه رساندن پیام خود و هدایت انسان ها هرگونه سختی و رنجی را تحمل کرده اند و حتی جان خودشان را فدا کرده اند ، چنین انسانی مسلم است که در صدد تحقیق پیرامون دین برمی آید.تا ببیند آیا ادعای پیامبران درست و دارای دلایل منطقی است یا نه؟
به خصوص وقتی که مطلع می شود این افراد مردم را در صورت رعایت برنامه ی آنها(دین) به نعمت ابدی بشارت داده اند و در صورت عدم رعایت دین از شقاوت ابدی انذار.
یعنی ممکن است در صورت پذیرفتن دعوت آنان به منافع احتمالی بی نهایت برسد و در غیر این صورت به ضررهای احتمالی بی نهایت.
یک سوال از شما





ما از مطالب فوق نتیجه گرفتیم که حقیقت جویی و منفعت طلبی و گریز از زیان انسان را برای تحصیل و کشف حقایق بر می انگیزاند.اما در این دنیا از طرفی وسعت دایره دانستی ها بسیار زیاد است و ازطرف دیگر امکانات محدودی برای شناخت داریم بنابراین توانایی شناختن همه حقایق را نداریم اینجاست که عقل حکم می کند به دنبال اموری برویم که هم نتایج علمی مهمی داشته باشد هم حل آن مسائل آسانتر باشد و زودتر به نتیجه برسد اما حل مسائل مربوط به دین این ویژگی را ندارد، زیرا از بین هزاران دین مختلف فقط یک دین حق وجود دارد و شاید پیدا کردن آن هم مدت ها طول بکشد، آیا بهتر نیست وقت و بهترین لحظات زندگیمان را صرف کاری کنیم که هم آسان تر و هم زودتر به نتیجه برسیم؟
منتظر جواب های سبزتان در قسمت نظرات هستیم

۱-
۲- پس طبق این تعریف به بت پرستان و ستاره پرست ها هم دیندار می گویند اینجاست که دین به دو دسته دین حق و دین باطل تقسیم می شود