تبليغاتX
صراط مستقیم - --------------------------------- سوال اعتقادی ----------------------------------

چرا خدا شيطان را آفريد؟

 

 

بسياري سؤال مي‌كنند كه اگر انسان براي تكامل و نائل شدن به سعادت از طريق بندگي خدا آفريده شده، وجود شيطان كه يك موجود ويرانگر ضد تكاملي است چه دليلي مي‌تواند داشته باشد؟ آن هم موجودي هوشيار، كينه توز، مكار، پرفريب و مصمم.

 

                     

پاسخ:

     اگر اندكي بينديشيم خواهيم دانست كه وجود اين دشمن كمكي است به پيشرفت تكامل انسان‌ها.

     راه دور نرويم، هميشه نيروهاي مقاوم در برابر دشمنان سرسخت، جان مي‌گيرند، و سير تكاملي خود را مي‌پيمايند.

     فرماندهان و سربازان ورزيده و نيرومند كساني هستند كه در جنگ‌هاي بزرگ با دشمنان سرسخت درگير بوده‌اند. سياستمداران با تجربه و پرقدرت آن‌ها هستند كه در كوره‌هاي سخت بحران‌هاي سياسي با دشمنان نيرومندي دست و پنجه نرم كرده‌اند.

     قهرمانان بزرگ كشتي آن‌ها هستند كه با حريف‌هاي پرقدرت و سرسخت زورآزمايي كرده‌اند.

     بنابراين چه جاي تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه‌ي مستمر و پي‌گير در برابر «شيطان» روز به روز قوي‌تر و نيرومند شوند!

     دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود ميكروب‌هاي مزاحم مي‌گويند: اگر آن‌ها نبودند سلول‌هاي بدن انسان در يك حالت سستي و كرختي فرو مي‌رفتند، واحتمالاً نمو بدن انسان‌ها از۸۰سانتيمتر تجاوز نمي‌كرد، همگي به صورت آدم‌هاي كوتوله بودند، و به اين ترتيب انسان‌هاي كنوني با مبارزه‌ي جسماني با ميكروب‌هاي مزاحم نيرو و نمو بيشتري كسب كرده‌اند. و چنين است روح انسان در مبارزه با شيطان و هواي نفس.

     اما اين بدان معنا نيست كه شيطان وظيفه دارد بندگان خدا را اغوا كند، شيطان از روز اول خلقتي پاك داشت، مانند همه‌ي موجودات ديگر، انحراف و انحطاط و بدبختي و شيطنت با اراده و خواست خودش به سراغش آمد، بنابراين خداوند ابليس را از روز اول شيطان نيافريد، او خودش خواست شيطان باشد ولي در عين حال شيطنت او نه تنها زياني به بندگان حق طلب نمي‌رساند بلكه نردبان ترقي آن‌ها است.(دقت كنيد)

     منتها اين سؤال باقي مي‌ماند كه چرا خداوند درخواست او را درباره‌ي ادامه‌ي حياتش پذيرفت، و چرا فوراً نابودش نكرد؟! پاسخ اين سؤال همان است كه در بالا گفته شد و به تعبير ديگر:

     عالم دنيا ميدان آزمايش و امتحان است (آزمايشي كه وسيله‌ي پرورش و تكامل انسان‌ها است). و مي‌دانيم آزمايش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان‌ها و بحران‌ها امكان‌پذير نيست. البته اگر شيطان هم نبود هواي نفس و وسوسه‌هاي نفساني انسان را در بوته‌ي آزمايش قرار مي‌داد، اما با وجود شيطان اين تنور  آزمايش داغ‌تر شد، چرا كه شيطان عاملي است از برون و هواي نفس عاملي است از درون!۱

 

v      نكته‌ي مهم!

          اما،‌نكته‌ي مهم اين است كه شيطان هرگز سر زده وارد خانه‌ي دل ما نمي‌شود، و از مرزهاي كشور روح ما بي‌گذرنامه نمي‌گذرد، حمله‌ي او هرگز غافلگيرانه نيست، او با اجازه‌ي خود ما وارد مي‌شود، آري او از در، وارد مي‌شود نه از روزن، و اين خود ما هستيم كه در، را به روي او مي‌گشاييم، همان گونه كه قرآن كريم مي‌فرمايد:«اِنَّه لَيْسَ لَه سُلطانٌ عَلَي الّذينَ آمنُوا و عَلي رَبَّهم يَتَوكلون* اِنَّما سُلْطانُهُ عَلَي الذينَ يَتَوَلَّونهُ والّذين هُم بِهِ مُشركونَ ۲يعني، او (شيطان) سلطه بر كساني كه ايمان دارند و توكل بر پروردگارشان مي‌كنند ندارد، تنها تسلط و سلطه‌ي او بركساني است كه او را به دوستي و سرپرستي خود برگزينند، و به او شرك مي‌ورزند(و فرمانش را در برابر فرمان خدا لازم الاجرا مي‌دانند)۳

            و براي نجات از دام‌هاي شيطان هم، راهي جز پناه بردن به ايمان و تقوي و سايه‌ي لطف پروردگار و سپردن خويش به ذات پاك او نيست، همان گونه كه قرآن در آيات متعددي به اين مطلب اشاره مي‌كند.۴ 

 

 

پی نوشت

 

۱ - تفسير نمونه، ج۱۹،ص۳۴۵

۲ -سوره ی نحل آیه ۹۹

۳ -البته شاید وسوسه کند ولی نمی تواند تسلط بر روح و قلب و عقل پیدا کند تا آنها را منحرف کند

۴- تفسير پيام قرآن، ج۱، ص۴۲۳

   

  

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 4:53  توسط علی سهراب پور  | 

 
 
بصيرت